menusearch
vesalenor1.ir

شهید اکبر نظری

جستجو
هدر سایت

شهید اکبر نظری

(1)
(0)
تعداد بازدید 292
تاریخ درج دوشنبه ۳ دی ۱۴۰۳
اشتراک  در شبکه های اجتماعیاشتراک
شهید اکبر نظری

شهید مدافع حرم حاج اکبر نظری

شهیدی است که روزهای دفاع مقدس را در قامت فرماندهی گردان‌های خط شکن حمزه در عملیات مرصاد و حنین در عملیات نصر ۷و والفجر ۱۰ تجربه کرده بود.

اکبر نظری در اسفند ۱۳۴۱ در کرمانشاه به دنیا آمد، برادر بزرگترش نقل می‌کند که حاج اکبر پس از گذراندن مقطع ابتدایی در دوران راهنمایی با شهید آیت شعبانی از شهدای شاخص جنگ تحمیلی و از همرزمان شهید چمران آشنا می‌شود و در همان روزهای دوران مقطع تحصیلی راهنمایی با کتب شهید مطهری انس می‌گیرد.

حاج اکبر که در وقایع انقلاب حضور فعال داشت پس از پیروزی انقلاب و تشکیل سپاه پاسداران به عضویت این نهاد انقلابی در آمد و پس از عضویت در سپاه در عملیات‌های پاکسازی شهرهای بندرعباس، سیستان و بلوچستان و مشهد مقدس به عنوان فرمانده عملیاتی حضور داشت و پس از پاکسازی این شهرها به جبهه‌ها اعزام شد و در این نبرد هشت ساله، فرماندهی گردان‌های حمزه، حنین، جانشین قرارگاه و فرماندهی قرارگاه را بر عهده داشت.

روایت رشادت‌ها و دلاوری‌های «شیرحنینی» که لقبی یادگاری از همرزمانش است در طول دفاع مقدس فرصتی جداگانه می‌خواهد اما در این روایت سعی داریم گوشه‌ای از خاطرات نقل شده از عملیات غرور آفرین مرصاد را مرور کنیم.

پس از تجاوز رژیم بعث و منافقین بعد از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از سمت قصرشیرین به داخل خاک ایران، حاج اکبر که آن روزها فرماندهی گردان حمزه را بر عهده داشت به همراه نیروهایش در این گردان، خط شکن مرصاد می‌شوند و اولین گردان عمل کننده در عملیات مرصاد لقب می‌گیرند.

حاج اکبر که به رسم همه عملیات‌هایی که حضور داشت، نفر نخست گردان حرکت می‌کرد، در فاصله کمی از تانک و نفربر منافقین مشغول به نبرد بود؛ فاصله این رزمنده شجاع و فرمانده دلاور به قدری با منافقین تا دندان مسلح کم بود که در حین صحبت با بی‌سیم یک دستش مجروح می‌شود.

شهید نظری بی توجه به جراحت دستش در میدان نبرد می‌ماند تا گردان حمزه با شنیدن مجروحیت فرمانده شیرازه‌اش از هم نپاشد، در همین حین با دست دیگرش مشغول نشان دادن راه پیشروی به نیروهاست که این دست نیز با تیر مستقیم منافقین هدف قرار می‌گیرد؛ اما این پایان فرمانده شجاع گردان حمزه نیست و بعد از مجروحیت هر ۲ دست حاج اکبر بازهم اصرار به ماندن در عملیات دارد که او را راضی به مداوا در آمبولانس می‌کنند و به این بهانه از خط اول درگیری با منافقین دور می‌کنند.

اما آنچه بعد از شهادت شهید حاج اکبر نظری توسط همسر این شهید از خواب قبل از عملیات مرصاد شهید و معامله دست‌هایش با علمدار کربلا نقل می‌شود روایتی است نگفته.

حاج اکبر نظری که سراسر عمرش تا پایان جنگ تحمیلی را به جهاد در راه خدا گذرانده بود بعد از عملیات مرصاد خود را جامانده از کاروان شهدا می‌دید.

جنگ در سوریه و عراق و باز شدن دوباره در باغ شهادت این بار با مدال افتخار مدافعین حرم جرقه‌هایی از امید به شهادت را در ذهن حاج اکبر زد.

حاج اکبر که مصمم‌تر از همیشه تصمیمش را برای دفاع از حرم ائمه معصومین (ع) گرفته بود به صورت خودجوش وارد میدان نبرد با تکفیریان شد؛ جنگی غیرکلاسیک و شهری که حاج اکبر در درگیری با منافقین تجربه اش را داشت.

حاج اکبر در نخستین اعزام رسمی به سوریه با توجه به توانایی فرماندهی بالا و رزم عملیاتی و همچنین تجربه جنگ شهری که داشت توسط شهید حاج قاسم سلیمانی به عنوان فرمانده تیپ زینبیون مشغول به فعالیت در سوریه و کارزار دفاع از حرم به همراهی شهید علیخانی شد.

روایات متعددی از دلاور مردی‌های همرزمان مرصاد در سوریه به ثبت رسیده است که برای نمونه می‌شود به عملیات تیپ زینبیون در منطقه شهرک ۱۰۷۰ حلب اشاره کرد؛ در این عملیات پس از درگیری‌های سنگین و تسلط مدافعان حرم به این شهرک به واسطه فشار دشمن به صورت ارتباط رادیویی بی‌سیم از حاج اکبر خواسته می‌شود که عقب‌نشینی کند، حاج اکبر که کسی از نیروهایش در یاد ندارد در هیچ عملیاتی جلوتر از نیروهایش نباشد پشت بی‌سیم اعلام می‌کند که خودرو زرهی می‌فرستید که همه بچه‌های زینبیون به عقب برگردند یا من هم در کنار بچه‌ها می‌مانم و یک قدم هم به عقب بر نمی‌گردم.

موسسه فرهنگی وصال نور

 share network
نظرات کاربران ( 0 نظر )
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

بستن
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

سایت ساز و فروشگاه ساز یوتاب